X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تخصصی.تحلیلی بازیگری (زنگی)

صحنه چه می تواند گفت به هنگامی که از بازی و بازیگر تهی است؟(احمد شاملو)

جعفرقاسمی

                                         ( ابوذر )

مدت 12 ساله کار تئاتر میکنم . ساکن شهرستان میناب و عضو گروه ابوذر میناب هستم اگه بخوام مختصر فعالیت های خودمو در این رشته بگم . شرکت در جشنواره های متعدد استان و شهرستان و کشوری را در کنار کارگردانان خوب مینابی آقای سبحانی ، رحیمی ، غلامشاهی ، بهنامی را داشتم.

ایوب رحیمی

                               ( از سال 1379)

متولد 1363 شهرستان میناب . فعالیت خود را از سال 79 در مدارس آغاز کردم . تا سال 85 بعنوان بازیگر در گروه تاتر انگاره بودم . و از سال85 گروه تاتر ابوذر را که بنام شهید ابوذر عبد الله پور هست تاسیس کردم . و به همراه دوست عزیزم آقای جعفر قاسمی آن را اداره میکنیم. کارگردانی را از سال 85آغاز کردم . حضور در جشنواره های سوره ، مونولوگ ، خیابانی سوره ، تاتر تک میناب و استانی را بعنوان کارگردان تجربه کرده ام . نویسندگی را از سال 1383 آغاز کردم و موفق به نوشتن نمایشنامه های محراب سرخ ، جهان زیر پای آیین ماست ، درنج ، یاسهای خونی ، خونه ماه کجاست ، به همین سادگی و... شدم و در جشنواره های استانی ، فجر و شهرستانی و سراسری بعنوان بازیگر حضور داشتم

امین سالاری (عبدالمحمد)

(دومی به جرم هرمزگانی نبودن چند تن ازعوامل از جشنواره استانی حذف شد )

متولد 1367 بندرلنگه فوق دیپلم نمایش ودانشجوی ترم 8 کارگردانی تئاتر در دانشگاه سوره تهران هستم از سال 1380با عنوان ققنوس بندرلنگه (هرمزگان در نقشه ایران به شکل ققنوس شبیه میدانیم) فعالیت گروهی خود را آغاز کردیم وبا نمایش پرواز برفرازابرهای تاریک اولین نمایش جدی خود را کارگردانی کردم که در سال 1383به عنوان برگزیده جشنواره تئاتر دانش آموزی کشور شناخته شد و درجشنوار تئاتر استانی در بخش جنبی به اجرا در آمد.پس از این اجرا دوره جدیدی در تئاترم به وجود آمد که همان رفتن به دانشگاه تئاتر برای دوره کاردانی بود .و به مدت 3 سال در خراسان جنوبی مشغول تحصیل شدم .سه سالی که تفکر تئاتری من وجهان بینی مرا تراش داده وبرای اولین بارشکل داد.حاصل حضور من در خراسان جنوبی تجربه بیش از 7 نمایش به عناوین بازیگر دستیار و کارگردان بود که از شاخص های این سالها میتوانم دریافت جایزه بازیگری دوم جشنواره تئاتر کشوری ایثار ونیز بازیگری اول جشنواره تئاتر استانی خراسان جنوبی اشاره کنم وتجربه حضور در جشنواره تئاتر فجر به عنوان بازیگر با نمایش حجله در آتش به نویسندگی وکارگردانی حسین ابراهیمی.قبولی در مقطع کارشناسی ام در دانشگاه سوره تقریبا همزمان با میزبانی بندر لنگه در جشنواره تئاتر استانی بود ومن برای میزبانی آبرومند جشنواره ونیز خالی نماندن نام بندرلنگه درمیان کارهای جشنواره به شهرم بازگشتم ونمایش جای پای خالی نوشته حسین ابراهیمی را با دوستان مشغول به تمرین شدیم.همان نمایشی که به سختی مجوز ورود به جشنواره گرفت ودر جشنواره استانی به عنوان نمایش دوم با جایزه دوم کاگردانی به جشنواره منطقه ای راه یافت در آنجا تمام جایزه ها شامل کارگردانی اول بازیگری اول طراحی صحنه متن و...را دریافت وبه فستیوال بین المللی فجر راه یافت و در سالن مولوی تهران اجرا شد.و من جوان ترین کارگردان جشنواره تئاتر فجر نام گرفتم.در این سالها من در تهران درس خواندم وسالی یک بار به عنوان وظیفه در جشنواره استانی شرکت کرده ام که حاصل آن در استان هرمزگان نمایشهای فقط کف،همش همین _رویای تفتیده و من خدا را دوست دارم بود که اولی را هنوز نمیدانم چرا از لیست داوری خارج کرده بودند.دومی نیز بسیار جنجال برانگیز شد و به جرم هرمزگانی نبودن چند تن ازعوامل از جشنواره استانی حذف شد اما بسیار موفق ترشد.به عنوان نمایش برگزیده جشنواره تئاتر مقاومت به جشنواره بین المللی تئاتر فجر راه  یافت ودر بخش مسابقه ایران شرکت کردیم وموفق به کسب جایزه طراحی صحنه شدم .ونمایش سوم هم امسال در جشنواره تئاتر استانی اجرا شد که نتیجه حاصل شده را میدانید.در سال های حضور در دانشگاه سوره ودر تهران در نمایش هایی به کارگردانی دکتر صادقی، رهام مخدومی ،گیتا بهادری افسانه زمانی  و...به عنوان بازیگر یا دستیار کارگردان حضور داشته ام که برخی در سالن های حرفه ای تهران نظیر تئاتر شهر وسنگلج اجرای عمومی داشته اند همچنین به عنوان کارگردان نمایش سیاهچاله ها را درسالی که گذشت برای جشنواره تئاتر بین المللی دانشجویی تولید کردم که جایزه موسیقی را از آن خود کردیم جشنواره تئاتر دانشگاه سوره که امسال دوره پنجم آن برگزار میشود جشنواره ای است آکادمیک که با طرح وایده چند تن از دانشجویان این دانشگاه آغاز شده ونمایش های اوشار-مانکنها وسه گانه سوءزن وسوسک به کارگردانی اینجانب درسه دوره برگزیده شده ویک دوره نیزبه عنوان دبیر بخشهای آیینی سنتی و نمایش نامه نویسی در آن حضور داشته ام مهم ترین ویژگی گروه تئاتر امید ققنوس بندر لنگه به اعتقاد خودم آکادمیک بودن آن است.اعضای اصلی گروه شامل امین خالد راهبر محسن جعفری بهنام پانیزه عبدالله گذیری محمد داستان وخانم ها مریم حسینی و راضیه سالاری میباشد که بیش از نیمی از گروه را دانشجویان تئاتر تشکیل میدهد .

جعفرقاسمی

            ( کبر وغرور کاذبی در ما  وجود دارد )                          

جشنواره بیست و چهارم را از لحاظ کیفی درمورد تولید کارها اگر بخواهم نظرم رو بگم کیفیت آثار امسال نسبت به سال گذشته بسیار ضعیف تر دیدم البته با احترام به همه آثار . این معضل شاید بر میگردد به کنار کشیدن بعضی از نخبه های تئاتر استان از جمله علی زارعی ، ابراهیم پشت کوهی و.... از جشنواره استانی یا هم کبر و غرور کاذبی که در ما وجود دارد حتی اجازه حضور آنها را در کنار خود نمیدهیم .

ایوب رحیمی

 

         (دیگر کسی حق ندارد اثر ضعیف به جشنواره تحویل بدهد)

جشنواره 24 را از نظر کیفی مطلوب ندیدم . این جشنواره باید با کیفیت آثار مواجه شود . بطور کلی آموزش را در جشنواره کم دیدم . نقطه عطف این جشنواره حضور داوران سرشناس که از اساتید تاتر ایران هستند بود و دیگر نقطه عطف آن حضور و استقبال مردم بستک . سال گذشته یکی از دوستان که با هم صحبت میکردیم میگفت : دیگر کسی حق ندارد اثر ضعیف به جشنواره تحویل بدهد ولی متاسفانه اینگونه نشد. حتی ما هم به آن کیفیت مطلوب نرسیدیم.

امین سالاری (عبدالمحمد)

 (نقش مراجع ذی ربط تئاتر برای همه گیر شدن این موفقیت های هنری چیست؟)                

جشنواره تئاتر استانی هرمزگان به ایستگاه 24 رسید .از آن گذشت و خاطره ای ماند و چند نکته اما 24 دوره برگزار شدن یک رویداد هنری بیانگر تداوم و استحکام آن می باشد و نیز باید تجربه نیز به آن افزود ایده ی چرخشی بودن میزبانی جشنواره در نگاه اول بسیار زیبا و ستودنیست.تجربه برگزاری جشنواره درشهرستان بندرلنگه راهرگز از یاد نخواهم برد چرا که تاثیرات مثبتش را هنوزدر پیکره فرهنگ و هنرشهرستان مشاهده میکنیم. شهرستان بستک نیز همینگونه تاثیرات را مطمعنا دریافت خواهد کرد.اما نکات منفی نیزدراین ماجرا موجود است.آیا همه شهرستان های استان هرمزگان ظرفیت های نرم افزاری و سخت افزاری برگزاری چنین رویدادی را دارند؟ امکاناتی نظیر سالن های مناسب اجرای تئاتر یا محیط های تخصصی تری مانند پلاتو وبلک باکس در شهرستان هایی نظیر بندر لنگه. بستک .حاجی آباد پارسیان .خمیرو.. برای چند نفرهنرمند تئاتر موجود است؟مخاطب چه؟ این تعداد انگشت شمار که قطعا بسیار سخت کوشند چقدر آموزش دیده اند و تئاتر چقدر برایشان جدیست؟ تئاتر امروز در هرمزگان برای پیشرفت و به روز بودن تنها یک راه دارد:( علمی شدن ) .نمایش در استان هرمزگان سابقه دارد و روزهای طلایی زیادی را پشت سر گذاشته است.ولی امروز اگر نامی در تئاتر کشور داشته باشد مدیون افراد یا گروه هایی اندکی است که با تکیه بر خلاقیت هایشان موفق به خلق آثاری در خور شان کرده اند. حال سوال مهم تری مطرح میشود : نقش مراجع ذی ربط تئاتر برای همه گیر شدن این موفقیت های هنری چیست؟  البته نمی توان از حرکت خوب انجمن نمایش در راه اندازی کارگاه های آموزشی در شهرستان ها و مرکز استان نادیده گرفت.حرکتی که تاثیرات آن را در کوتاه مدت مشاهده می کنیم: (اجرای نمایش بستک در جشنواره.تولید سه نمایش در پارسیان و تشکیل کارگاه نمایشنامه نویسی اینترنتی آل درحاجی آباد ) چنین فعالیت هایی در صورتی زنده وشاداب می ماند که دنباله دار شود و افراد خواهان مورد حمایت قرار گیرند.و نباید فراموش کنیم که باید همه ما خانواده تئاترباید برای آن تلاش کنیم .نکته منفی دیگری که به شدت سلامت تئاتروجشنواره تئاتر استان را تهدید می کند حواشی آن است. جشنواره تئاتر استانی به جای آن که محلی برای تبادل اندیشه باشد، تبدیل به قله آمالی شده که همه میخواهند آن را فتح کنند و برای این امردست به دامن هرعمل ناشایستی میشوند.اگر کمی با خود صادق باشیم و به اتفاق های سه چهار سال اخیر جشنواره تئاتر استانی دقت کنیم به راحتی منظور حرف را در میابیم. لابی کردن ها ، تخریب اشخاص و زیر سوال بردن های جهت دار و نیزعدم پرداخت به موفقیت های دوستانمان راهیست که در پیش گرفته ایم  کارشناسان تئاتر را بی تجربه و افراد باتجربه مان را فاقد ارزش کارشناسی میدانیم و این تنها یک دلیل دارد ( ضعف ما و تغییر یافتن معیارهامان).

جعفر قاسمی

   ( ایرادی که در مورد آثار میگیری این ایرادات در اثر خود شما نباشد)

اما در مورد کار بندر لنگه ، من به آقای امین سالاری تبریک میگم و به تک تک اعضای گروهشان ، به جرات میگم یکی از آثار خوب جشنواره بود . که به حقش رسید . من به خود آقای سالاری گفتم امیدوارم ایرادی که در مورد آثار میگیری این ایرادات در اثر خود شما نباشد . که انصافا ندیدم. من همیشه این حرف رو به دوستان میگم تمام رسالت بازیگر، کارگردان و تمام اعضای گروه نمایشی انتقال صحیح داستان به مخاطب است . حالا هر سبک و شیوه اجرایی که میخواهد باشد . گاه با کلام و گاه بی کلام . که آقای سالاری و گروهش این کار رو به نحو احسن انجام داده بودند.

ایوب رحیمی

            (بازی ها در بعضی از جاها باور پذیر نبودند) 

بندر لنگه مدتی است که با مطالعه عمل میکند. با مرکز در ارتباط است و آموزش علمی وعملی میبیند. میتوان آنها را موفق دید. ولی یادمان باشد که هیچ اثر تاتری کامل نیست و نقص هایی را به همراه دارد. شیوه خوبی را در پیش گرفته بودند فقط میتوان گفت بازی ها در بعضی از جاها باور پذیر نبودند ولی در کل اثر خوبی را به نمایش گذاشته بودند . به آقای سالاری و گروهشان تبریک میگویم.

امین سالاری (عبدالمحمد)

..................................................

جعفر قاسمی

                  (جشنواره ها خود عامل این پست رفت شده اند)   

البته بنده کوچکتر از آنم که بخواهم در مورد یک دهه تاتر استان اظهار نظر کنم اما برای اینکه ادای دین به سوال شما کرده باشم فقط چند مورد را اشاره میکنم . اول اینکه ما در ده سال اخیر آثار بسیار خوبی در زمینه تاتر داشتیم اما من احساس میکنم یکی از چیزهایی که باعث پست رفت ما شده تکراردر تولیدآثار ماست یعنی اینکه هر سال کار هر سال قبلمان را تکرار میکنیم . متاسفانه استفاده از نشانه های بی منطق که تصویری بی منطق تر تحویل مخاطب میدهیم. البته ناگفته نباشد جشنواره ها خود عامل این پست رفت شده اند . چون در جشنواره ها مخاطب فراموش شده و داوران بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. البته ده سال پیش من تازه دو سال بود که وارد تاتر شده بودم. امیدوارم که نظر بنده مورد آزار دوستان نشده باشد


ایوب رحیمی

 (حال باید ببینیم که ما هم طبق زمان و موقعیت خود پیش میرویم یا نه)


هرچند مقایسه کردن تاتر ده سال پیش با تاترامروز کارصحیحی نیست ولی برای اینکه بتوان تاترامروز را با ده سال پیش مقایسه کرد ابتدا باید گذری به آثار گذشته و آثار امروز داشته باشیم. آثار گذشته با موقعیت و زمان خودش تعیین و اجرا میشد و درهمان زمان به روز بود برای همین موفق جلوه میکردند . حال باید ببینیم که ما هم طبق زمان و موقعیت خود پیش میرویم یا نه و به روز کار میکنیم یا خیر. ما میتوانیم متون 70 سال قبل هم به روز کنیم و از آنها پند بگیریم. و موفق باشیم. به نظر بنده باید آثارمان را طبق منطق و اصول بنا کنیم تا بتوانیم موفق باشیم.

امین سالاری (عبدالمحمد)

                               ( کارتون ابزورد بود)

سال اول راهنمایی بودم که گفتند می خواهیم برویم جشنواره تئاتر ! نمی دانستم یعنی چه و پرسش ها آغاز شد.کجا می رویم ؟چرا میرویم؟ آنجا چه می کنیم ؟به غیر ما چه کسان دیگری می آیند و...قشم برای مسابقه تئاتر کارمان را اجرا میکنیم و اجرای دیگران را میبینیم از همه ی شهرهای استان می آ یند.ومن دانستم که تئاتر می تواند جدی تر از آن چیزی باشد که در ذهنم بود پس تمرین کردیم و من سلسله حرکاتی که نمی دانستم چیست را به عنوان بازیساز انجام دادم وپس از بازبینی وتایید آن چند نفر که بازبین بودند ما را به جشنواره پذیرفتند وقرار شد ما در بخش جنبی جشنواره اجرا داشته باشیم ...قشم خیلی عجیب بود البته بهتر است بگویم آدم های جشنواره قشم در نظرم عجیب بودند موها و ریشهای بلند...حتی عجیب تر اینکه برخی وسط سرشان را هم تیغ زده بودند و گروهی با یک کامیون برای آوردن دکورش آمده بود.جشنواره آغاز شد ونمایشها یکی پس از دیگری اجرا می شد سرزمین آدمک های مقوایی .دیرابوت .فیروزه که میخواند.معشوقه من خواب است وچند نمایش دیگر که نامشان در خاطرم نمانده یه چیز دیگر هم بود که در جشنواره اتفاق می افتاد .نقد وبررسی کارگردان ها و نویسندگان  جایی می نشستند و بقیه از آنها سوال میکردند نکته جالبی که از نقد و بررسی ها یاد گرفتم چند سوال وچند جمله بود

_ چرا این متن رو انتخاب کردید؟

_ یه جاهایی ریتم افتاد

 _ میزان هاتون خوب نبود 

_ ما بومی کار میکنیم شما پست مدرن

_ما پست مدرن کار میکنیم شما بومی

_ کارتون ابزورد بود

و من به دنبال یادگیری وآموختن گوش دادم و آموختم که اگر اجرایی خوب نباشد یا ریتمش افتاده یا میزانش خوب نبوده است وپس از پرسش فراوان دانستم که میزان صحنه یا میزان سن همان ترازوی صحنه است!نکته آموزشی دیگر برایم این بود که تئاتر یا بومی است یا پست مدرن بومی را میدانستم به چه کارهایی میگویند و پست مدرن را هم آنجا آموختم اجراهای عجیب وغریب را اینگونه می نامند.همه را یاد داشت کرده بودم و خوشحال ازآموخته هایم جشنواره تمام شد.حال دیگر میدانستم تئاتر چیست پس گروهی راه انداختیم وشروع به کار کردن کردیم ...نمایش ها را سریع اجرا میکردیم وحواسمان به کج وراستی صحنه هم بود و دوست داشتیم عجیب کار کنیم تا خاص باشیم.

جشنواره بعدی که در خاطر دارم بندرعباس بود و میگفتند همه ی بزرگان تئاتر هرمزگان در این جشنواره حضور دارند که البته داشتند بااشتیاق اجرا ها را میدیدم حیرانی ها .کیکنک وکفتار .صفردرجه زیر صفر.دیوان نان وچگونه کولی کر مرغ دریای روی آب را خورد.در این جشنواره با افراد جدید زیادی آشنا شدم که حرفای تکراری میزدند و البته دانستم که لابی چیست واین که در تئاترهم پارتی بازی جولان میدهد با چند نفر که حرف هایشان جوردیگری بودهم آشنا شدم و من که همیشه به دنبال شکل های دیگرهرچیز می گشتم جذب شدم و شنیدم و یاد گرفتم که اجرا را اول باید دید و لذت برد و بعد به نکته های خوب یا بد آن پرداخت و نیز با موجودی آشنا شدم به نام کتاب !...سال ها گذشت و من و تئاترهرمزگان رشد کردیم .من سنم بیشتر شد و تئاتر هرمزگان علمش و تجربه اش بیشتر شده . و من حالا 24 سال دارم و دو اثر در جشنواره فجر اجرا کرده ام و ترم 8 کارگردانی تئاتر هستم.حال دیگرابراهیم در تئاتر شهر اجرا میرود و مهران دربخش بین الملل فجر اجرا میکند رضا غریب زادهو مجید سرنی زاده  فستیوال های بین الملی دعوت میشوند و حتی همه تئاتری ها در یافته اند که اجرای عمومی برای تماشاگران واقعی چه لذتی دارد...

حالا دیگر تئاتر هرمزگان به گفته دوستان تئاتری از قطب های تئاتر کشور است !

وقتی به جلسات نقد و بررسی نگاه میکنم باز سوال ها و حرف هایی آشنایی به چشم می آید:

_چرا این متن رو انتخاب کردید؟

_ یه جاهایی ریتم افتاد

_میزانسن هاتون خوب نبود

_ ما بومی کار میکنیم اما بومی متفاوت

_کارتون ابسورد بود